تبليغاتX
> خوێندکارانی جوغرافی زانکۆی مه‌ریوان - زنده باد ۸مارس روز جهانی زن / نه‌به‌ز

زنده باد ۸مارس روز جهانی زن

 

تاريخچه 8 مارس در ايران و جهان

هشتم مارس برابر با روز جهاني و روز مخالفت با كليه‌ي قوانين زن ستيز و نابرابري جنسيتي كه در اغلب جوامع عقب افتاده‌ي فرهنگي هنوز اعمال مي‌شود، اين جنبش به حق حقوق برابر كه اكنون به يك بخش عظيم اجتماعي در اغلب اين جوامع تبديل شده است قدمتي به طول تاريخ پديده‌ي مردسالاري دارد و مرد سالاري نيز هنگامي به مرصه‌ي ظهور رسيد كه مهم‌ترين عامل در گذران زندگي توانايي جسمي بود كه طبعاً از اين لحاظ جنس مرد برتري جسمي دارد. زنان با اتكا به اين پايگاه عظيم اجتماعي خصوصاً نسل جوان كه با قامتي استوار در مقابل اين تبعيض جنسيتي مقاومت مقاومت كامل كرده‌اند و به هيچ وجه به اين بندگي و بردگي جنسي رواج داده شده تن در نمي‌دهند.

اكثريت زنان برابري آزادي هستند كه خواهان حق آزادي انتخاب نوع پوشش و رنگ آن و استقلال اقتصادي و شخصيتي هستند و در روز 8 مارس به اين بهانه يكصدا اعلام مي‌كنند كه «ستم بر زن موقوف»! آنها در اين يكصدا مي‌شوند تا به همگان ياد آوري كنند كه معيار وجود آزاادي در جوامع بشر آزادي و برابري زنان است، از اين روست كه به ما ثابت مي‌شود جنبش آزادي زنان فقط به زنان يك جامعه تعلق ندارد بلكه تك‌تك اعضاي جامعه براي اين تضمين وجود آزادي نقش دارند و سهم هستند، به همين دليل مردان و زنان آزادي خواه در اين همصدا با شهروندان ساير كشورهاي دنيا مطالبات به حق زير را خواستارند:

1-  لغو كليه قوانيني كه نسبت به زنان در عرصه اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي تبعيض قائل ميشود.

2- برخودداري از برابري كامل حقوق زنان با مردان در كليه عرصه‌هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي

3- برابري كامل حقوق در عزصه خانواده، ازدواج، طلاق، حضانت و سرپرستي اطفال وارت

4- آزادي پوشش

5- لغو آپارتايد جنسي

6- حق شرك برابر در امور ورزشي و مسابقات ورزش داخلي و بين‌المللي

7- مبارزه جدي با خشونت عليه زنان، اعم از دولتي و خانوادگي

. بسياري از مسائل ديگر كه اين مجال كوتاه زمان پرداختن به آن را برنمي‌تابد.

در مورد تاريخچه هشتم مارس در ابتدا به اين واقعه مي‌رسيم كه براي اولين بار در هشتم مارس 1857 زنان كارگاه‌هاي پارچه‌بافي و لباس‌دوزي در شهر نيويورك امريكا به خيابان‌ها ريختند و خواهان افزايش دستمزدها، كاهش  ساعات كار و بهبود شرايط سخت كاري كه در آن قرار داشتند اما اين تجمع يا حمله‌ي پليس و كتك خوردن معترضين متفرق شد، سپس پنجاه سال بعد در سال ۱۹۰۷  هنگام كه مبارزات زنان براي رسيدن به حقوق اجتماعي و سياسي خود به اوج رسيده بود در هشتم مارس  زنان آزادي خواه سالگر تجمع زنان در نیویورک را برگزار كردند اما  ایده انتخاب روزی از سال به نام روز جهاني زن نخستين بار در جريان مبارزات زنان نيويورك با شعار « حق راي براي زنان» مطرح شد. دو هزار زن تظاهر کننده در ۲۳ فوریه خواستار آن شدند كه هر سال يكشنبه‌ي آخر فوريه‌ي هر سال به عنوان « روز زن»   يك تظاهرات سراسري در آمريكا برگزار شود.

در سال ۱۹۱۰، "دومین کنفرانس زنان سوسیالیست" که کلارا زتکین از رهبران آن بود، به مسئله تعیین "روز بین المللی زن" پرداخت. زنان سوسیالیست اتریشی قبلا روز "اول ماه مه" را پیشنهاد کرده بودند. اما اول ماه مه، جایگاه و مفهومی داشت که می‌‌توانست اهمیت و جایگاه مبارزه مشخص بر سر مسئله زن را تحت الشعاع قرار دهد. زنان سوسیالیست آلمان، روز ۱۹ مارس را پیشنهاد کردند. مناسبت این روز، مبارزات انقلابی در سال ۱۸۴۸ علیه رژیم پادشاهی پروس بود که به عقب نشینی لفظی حکومت در نوزدهم مارس همان سال، منجمله در مورد مطالبات زنان، انجامید. "دومین کنفرانس زنان سوسیالیست" تاریخ برگزاری نخستین مراسم «روز زن» را ۱۹ مارس ۱۹۱۱ تعیین کرد. تصمیم گیری قطعی برای تعیین «روز جهانی زن» به بعد موکول شد.

بعد از انتشار قطعنامه کنفرانس در مورد تعیین «روز جهانی زن»، به تصويب رساندند شاهد آن بوديم كهه انترناسیونال دوم سريعاً از آن حمايت كرده‌است.

در نوزدهم  نيز در اكثر شهرهاي آلمان، اتریش، سوئیس و دانمارک را صداي اعتراض زنان  آزاديخواه انبوه كرد و هر چند بار هم بنا به سنت مردسالارانه‌ي عقب افتاده‌ي ما پليس به  تظاهر کنندگان حمله برد و با كتك زدن و زخمي كردن زنان آنان را متفرق كرد اما خاطره و يادبود برگزاري يك روز بين المللي به عنوان روز جهان زن را در اذهان به يادگار گذاشت، سرانجام در سال  سال ۱۹۱۳ دبیرخانه بین المللی زنان یکی از نهادهای انترناسیونال سوسیالیستی دوم بود، روز هشتم مارس را براي گرامي داشت خاطره‌ي زنان آزادي خواه امريكايي به عنوان روز جهاني زن اعلام كرد و در همان سال نيز در سراسر  اروپا، امريكا و روسيه‌ي تزاري زنان اين بزرگداشت را بصورت تظارات و سخنراني با شكوه  هرچه تمامتر برگزار كردند اما از سال در سال ۱۹۱۴  كه اروپا درگير جنگ جهانی اول شده بود زنان آزاديخواه  تلاش کردند كه اين سالگرد را تحت شعار ت «علیه جنگ امپریالیستی» برگزار کنند. كه اين نشانه‌هاي واضح‌منش چپ در جنبش 8 مارس بود ولي از آنجايي كه در اروپا كشورها به دو دسته‌ي موافقان و مخالف مخالفان جنگ تقسیم شده بودند اين دو دستگي و شكاف در كليه ي صفوف از جمله صفوف زنان نيز مشاهده شد و همين امر مانع برگزاري يكسدت و سراسري سالگرد  هشتم مارس شد. يكي از روزهاي مهم و فراموش نشدني تاريخ روسيه هشتم مارس و 1917 بود كه زنان كارگر در پتروگراد با شعارهايي عليه گرسنگي، جنگ و تزاريسم فريادهاي  آغازين انقلاب روسيه را سر دادند و كارگران شهر نيز در همصدايي با اين تظاهرات  به اعتصاب عمومي دست زدند، سپس در سال سال ۱۹۲۱،کنفرانس زنان انترناسیونال سوم کمونیستی سوم  در مسکو تشكيل شد و اين كنفرانس طي قطعنامه‌اي هشتم مارس را به عنوان  روز جهاني زن اعلام كرد و همه زنان دنيا را به مبارزه  عليه نظم مردسالارانه‌ي موجود و تحقق خواسته‌هايشان فرا خواند. در اواسط دهه ۱۹۳۰، جهان بار ديگر  با فاجعه‌اي به نام جنگ جهاني مواجه شد و كشورهايي كه در آن زمان زير سلطه‌ي فاشيسم بودند برگزاري سالگرد هشتم مارس را ممنوع اعلام كردند، عليرغم همه‌ي محدوديت‌هايي كه اعمال شده بود در سال 1936 زنان تظاهرات بزرگي در شهر برلين برگزار كردند و در همان روز نيز دولت  در همان روز، اسپانیای فاشیستي وقت اسپانيا  شاهد تظاهران 30000 زن كمونيست و جمهوريخواه با شعار محوري «برابري و صلح» بود كه خود نقطه‌ي عطفي در تاريخ جنبشهاي زنانه به شمار مي‌رود، در پي صورت گرفتن جنگ جهاني دوم جنبش‌هاي انقلاب‌هاي رهايي بخش در كشورهاي مختلفي شكل گرفت به عنوان‌ مثال كشور چين با تعداد بالاي زنان و مردانش گام‌هاي بزرگي را در جهت آزادي و رهايي زنان برداشت، در آن دوره اكثر دولت‌ها و جنبش‌هاي مترقي و انقلابي از  برگزاري سالگرد هشتم مارس به عنوان يكي از نمادهاي آزادي‌خواهي حمايت زيادي مي‌كردند. در در دهه ۱۹۶۰،  ديگر در کشورهای آسیا و افریقا و آمریکای لاتین جنبشهای رهایی‌بخش بپا خاسته بود. حتي در کشورهای سرمایه‌داری پیشرفته نیز جنبشها ي آزادي و ترقیخواهانه به اوج رسيده بود جنبش‌هاي رهایی زن حضور و گستردگي چشمگيري پيدا كرده بود، در آمريكا و اروپا، زنان عليه سنن و قيود و قوانین مردسالارانه و احکام اسارت بار کلیسایی بپا خواستند. در جنبش زنان موضوعاتی نظیر حق طلاق، حق سقط جنین، تامین شغلی، منع آزار جنسی، ضدیت با هرزه‌نگاری، کاهش ساعات کار روزانه و غیره مطرح شد. این جنبش موفق شد در برخی از این زمینه‌ها پیشروی کند. در تظاهرات هشتم مارس ۱۹۶۹ زنان در دانشگاه برکلی در آمریکا گرد آمدند و علیه جنگ در ویتنام تظاهرات کردند.  سرانجام در سال ۱۹۷۵ سازمان ملل هشتم مارس را به‌عنوان روز جهانی زن برسمیت شناخت.

 و با خاتمه جنگ بخصوص بعد از دهه‌ي هفتاد و  با توسعه سرمایه‌داری و صنعتي شدن به کشورهای عقب مانده، جهان سوم تعداد بسيار بيشتري از زنان درگير تحصيل و   و كار شدند و با اين وجود  در اين جوامع هنوز زنان در موقعيتي درجه دوم نسبت به مردان قرار داشتند و اين تناقض با نظام مردسالارانه همچنان مسئله آزادي زنان را حادتر و انفجاري‌تر از گذشته مطرح نگاه داشت. (امير محسن محمدي)

 

 

 

 

 

تاريخچه 8 مارس در ايران

دوره مشروطه ، آغاز یک راه

این"جمعیت پیک سعادت نسوان" بود که حدود سال 1300،برای اولین بار در ایران ، 8 مارس را به عنوان روز جهانی زن به رسمیت شناخت و مراسمی را در رشت برگزار کرد.(ناهید ، 1360 :113) این سازمان یکی از دهها سازمان زنانی بود که پس از مشروطه با هدف آگاه سازی زنان از طریق تاسیس مدارس دخترانه و انتشار نشریه ،شکل گرفت . "جمعیت پیک سعادت نسوان" شامل گروهی از زنان چپ گیلان بود که کلاس های اکابر ، دبستان ، کتابخانه و قرائتخانه ای را برای زنان رشت و انزلی ایجاد کرده بودند و نشریه پیک سعادت نسوان را نیز منتشر می ساختند. این جمعیت مراسم 8 مارس را چند سال پیاپی برگزار کرد. در دوره رضاشاه موسسان آن نیز مانند بسیاری دیگر از فعالین زن ،به زندان افتادند. (ساناساریان ،1384: 63 )

سازمان بیداری زنان هم که انشعابی از جمعیت نسوان وطنخواه بود ، در سال 1306 با "نمایش دختر قربانی" (نمایشنامه ای از میرزاده عشقی) 8 مارس را گرامی داشت . در آن زمان حضور زنان در سالن های تئاتر و سینما ممنوع بود، بنابراین، این نمایش اولین نمایشی بود که برای زنان و به وسیله زنان ترتیب داده می شد . این نمایش با هدف جمع آوری کمک مالی ،برای انتشار مجله نسوان وطنخواه و برگزاری کلاس های اکابر برای زنان بزرگسال ،در منزل نورالهدی منگنه یکی از اعضای این انجمن برگزار شد و بلیط های آن به نام کارت عروسی چاپ و فروخته شد. اداره نظمیه سعی کرد مراسم را بر هم بزند و اراذل و اوباش نیز به زنان شرکت کننده در نمایش توهین می کردند .(بامداد ، 56)

انقلاب و تبعید به حوزه خصوصی

8 مارس 1357 زنان بسیاری در اعتراض به لغو قانون حمایت از خانواده ، منع قضاوت زنان و حجاب اجباری در تهران و برخی شهرستان ها به خیابان ها آمدند. ( اردلان ، 1380 : 165) پس از به خشونت کشانده شدن اولین 8 مارس بعد از انقلاب ، برای سال ها 8 مارس به حوزه خصوصی تبعید شد.در سراسر دهه 60 ، 8 مارس در محافل مطالعاتی فعالین زن و در خانه ها گرامی داشته می شد. این وضعیت تا روی دوره اصلاحات ادامه یافت.درعوض روز تولد حضرت زهرا به عنوان روز رسمی زن،ترویج شد..سال گذشته نیز،روز تولد حضرت معصومه ، روز دختر نامیده شد. استدلالشان هم این بود که ایشان باکره از دنیا رفته اند. در روز زن جمهوری اسلامی ،معمولاحرفی از مشکلات زنان در میان نیست، بلکه مدام ضرورت فداکاری و از خودگذشتگی زنان، به آنها یادآوری می شود.

بازگشت به حوزه عمومی در اواخر دهه 70

سال 1378 ، 8 مارس پس از سال ها دوباره در یک مکان عمومی برگزار شد .این مراسم هرچند توسط گروههای مختلف زنان برگزارمی شد ، اما به دلیل ضرورت اخذ مجوز توسط انجمنی رسمی، نشر توسعه و نشر روشنگران و مطالعات زنان ، مسئولیت آن را بر عهده گرفتند.

سال بعد "مرکز فرهنگی زنان " به عنوان یکی از اولین سازمان های غیر دولتی زنان در دوره اصلاحات ، 8 مارس را در خانه هنرمندان برگزار کرد. این برنامه که به شیوه ای زنانه و غیرمتمرکز برگزار می شد ، شامل اجرای موزیک مترویی در راهروها به وسیله دختران جوان، نمایشگاه نقاشی زنان هنرمند ، تجلیل از زنانی که موفق شده اند زندگی شان را تغییر دهند ، سخنرانی فعالین زن ، پخش فیلم های کوتاه ، فروش کارت پستال هایی خطاب به نمایندگان مجلس برای اعتراض به قوانین ضد زن ، توماری مبنی بر درخواست از دولت برای پیوستن به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان و ... بود. البته این کارناوال زنانه با موانع بسیاری هم روبرو شد .در آخرین لحظات از پخش فیلم ها جلوگیری به عمل آمد،دستور داده شد نام مرکز فرهنگی زنان از پلاکاردها حذف شود و.. .( احمدی خراسانی ، 1380 :208-220)

دهه 80 ، فتح خیابان و ریشه دواندن در دانشگاه

سال 1381 ، 8 مارس به جایگاه واقعی خود – خیابان ـ بازگشت . همزمان با تدارک حمله آمریکا به عراق مرکز فرهنگی زنان یک میتینگ اعتراضی در پارک لاله با اخذ مجوز از استانداری تهران ،برگزار کرد.این تجمع به دستور نیروی انتظامی به جای دور استخر به محل آمفی تئاتر سرباز پارک لاله تغییر مکان یافت و تحت کنترل شدید پلیس برگزار شد. تظاهرات کنندگان پلاکاردهایی با مضمون صلح در جهان ، برابری حقوق زنان و دموکراسی در ایران در دست داشتند.

در ادامه کمپین " زنان و مردان علیه خشونت تا 8 مارس " که توسط مرکز فرهنگی زنان آغاز شده بود ، 8 مارس 1382 نیز دوباره در پارک لاله این بار ،با محوریت اعتراض به خشونت علیه زنان برگزار شد. اما تنها چند ساعت پیش از برگزاری تجمع ، مجوز به صورت شفاهی لغو شد . برگزار کنندگان با کپی کردن مجوز در تعداد بسیار به محل برگزاری تجمع رفتند . اما تجمعی که در پی اعتراض به خشونت علیه زنان بود ،به خشونت علیه زنان انجامید و تعدادی از تجمع کنندگان نیز بازداشت شدند. ( همان ، 1385 :19)

پس از آن تجمع 8مارس 1384در پارک دانشجو ، نیز تجمع 1385 مقابل مجلس که با اجماع گروههای مختلف زنان برگزار شدند ، به ضرب و شتم و بازداشت تجمع کنندگان این بار توسط پلیس زن انجامیدند .

اما 8 مارس در سال های اخیرعلی رغم مجوزهایی که باطل می شوند،سخنرانانی که رد صلاحیت می شوند و فیلم هایی که اجازه پخش نمی یابند،با خلاقیت زنانه دانشجویان به هرصورت در دانشگاههای سراسر ایران برگزار می شوند.

در سال 84 در حالی حداقل 6 مراسم دانشجویی 8 مارس برگزار شد که مجوز حداقل 5 مراسم دیگرلغو شدند.(حبیبی ، 1385 : 13 )سال 85 نیز در بسیاری از دانشگاهها گروههای مختلف برای برگزاری این مراسم درخواست مجوز کردند، اما فضایی که بعد از دستگیری فعالین زن ایجاد شد، به لغو مجوز تعدادی ازاین دانشگاهها منجر شد. گروهی دیگر از دانشگاهها نیز از برگزاری هرگونه مراسم در روزهای نزدیک به 8 مارس منع شدند. البته دستگیری تعدادی از سخنرانان عملاً منجر به لغو اجباری برنامه ها از سوی برگزارکنندگان آنها شد. با وجود آنکه مجوز 5 مراسم لغو شد ،حداقل 9 مراسم دیگر برگزار شد.(افضلی و پیغمبرزاده ، 1386 : 26-28)

البته همه این برنامه ها نیز،پس از حذف برخی سخنرانان ، فیلم ها، نمایشگاهها و کارگاههای جانبی و حتی گاهی انتقال از سالن های عمومی به دفاتر تشکل ها اجازه برگزاری یافتند. دانشجویانی که موفق به دریافت مجوز نشدند، نیز سعی کردند با برگزاری تریبون آزاد و تجمع یا پخش بروشور، گل و شیرینی ، این روز را به هم کلاسی هایشان یادآوری کنند.

 

زنان و هشت مارس

تاريخچه 8 مارس باري با خود دارد كه نميتوان در برپايي آن اين مسئله را ناديده گرفت زناني كه ميخواهند از حقوق اجتماعي يكسان و برابر در جامعه برخوردار باشند، همانند هر عضو ديگري از جامعه، اولين اعتراضهاي برسر دستمزد برابر  با مردان صورت گرفت اما بعداً طي مسيري كه مبارزات زنان پيمود و منتج به ثبت شدن اين روز به نام روز جهاني زن شد، زنان خواهان حقوق اجتماعي و فردي خود در همه ابعاد شدند.

علي‌رغم اتفاقاتي كه در اين سالها نه چندان طولاني گذشت هنوز هم زنان در جامعه از موقعيتي برابر برخوردار نيستند. هنوز در بسياري از نقاط دنيا دستمزد و مزاياي كاريشان كمتر از مردان است. هر روزه حتي در متمدن‌ترين كشورهاي دنيا انواع تعرضهاي آشكار و پنهان به حقوق زنان صورت مي‌گيرد. قتلهاي ناموسي، كتك خوردن از همسر، پدر و برادر، و .. اما فاجعه‌اي كه همچنان جريان دارد وبه آن پر و بال داده ميشود پايمال شدن يكي از ابتدايي‌ترين حقوق زنهاست: پوشش اجباري. در قرن 21 وجود چنين مسئله‌اي در هر جامعه بسيار عجيب و غير متمدنانه هست چه برسد به اينكه در قانون حكومتي نوع پوشش زنان اجباري باشد. يعني دولت براي نوع لباس شما تصميم بگيرد. اين از علني‌ترين آپارتايدهايي است كه در ايران در حق زنان اعمال ميشود. طبق قانون زنان مجبور به رعايت حجاب اجباري هستند و در غير اين صورت طبق قانون مجازات اعمال خواهد شد.

 از حبس و شلاق تا جريمه نقدي....!؟

تمام موقعيت‌ زنان در جامعه به صورت مستقيم به رعايت حجاب بستگي دارد. كار، شغل و موقعيتي اجتماعي تحصيل و آموزش. در همه اين موارد اولويت با زناني است كه چهارچوب تعيين شده از طرف دولت در مورد پوشش‌شان را رعايت ميكنند.

در مدارس دختران مجبور هستند از 7 سالگي و حتي قبل از آن در مهد كودك‌ها مقنعه و روسري بر سربگذارند، مانتو بپوشند و ....!؟

آيا مي‌توان گفت در چنين جامعه‌اي حجاب مسئله "فردي " " فرعي" انسانهاست؟ در حاليكه هر روزه انواع و اقسام مامورين از پليس و نيروي انتظامي تا بسيج و ... در خيابانها رژ ميروند و هر لحظه امكان دارد يكي از آنها به سراغ شما بيايد. در مدرسه، دانشگاه و آموزشگاههاي دولتي و غير دولتي مدام به زنان تذكر داده مي‌شود و مورد بدترين توهين‌ها قرار ميگيرند و اگر رعايت نكنند به اقسام متفاوت از مراحل متفاوت تحصيل محروم ميشويد.

پارك، سينما، شهربازي، رستوران و ... جواز ورود شما به عنوان يك زن به اين مكانها حجاب است. زنان همواره مجبورند خود را بپوشانند، زنداني كه هميشه همه جا همراهشان هست و مجبور به تحمل و به دوش كشيدن آن هستند. (الياتابش)

 

روز جهاني زن را به روز اعتراض همه زنان و مردان آزاديخواه و برابري طلب عليه تبعيض و نابرابري تبديل شده‌است بياييد به هم بپيونديم تا ستمگران برخود بلرزند، متحد شويم و سرود بهتر زيستن را بخوانيم، كه جهاني بهتر ممكن است همه با هم آنچه در كف داريم در اين ره بگذاريم، در استانه 8 مارس بايد جنبش برابري طلبانه خصوصاً فعالين آن كه با گوشت و پوست نفس طرح چنين قوانيني را براي تحميل اعتراضي عليه دخالتها در زندگي زنان و كودكان تبديل كنيم. بدون شك موفقيت ما در عقب راندن چنين بي‌حقوقيهاي تأثيرات خود را بر جنبش‌ برابري طلبانه مدافع حقوق زنان و كودكان نيز خواهد گذاشت.

 

8 مارس روز مبارزه عليه تبعيض نژادي، هشت مارس روز تجديد پيمان زنان و مردان برابري‌طلب براي به زير كشيدن زن ستيز و لغو كليه اشكال و جلوه‌هاي نابرابري جنسيتي سات. در اين روز خاص زنان به تبادل و تجربه مي‌نشينند، خاطرات تلخ و شرينشان را در قالبهاي هنري از جمله شعر و تئاتر و رقص براي يكيدگر بازگو ميكنند پس رفتها و پيشرفت‌هايشان را مورد نقد و بررسي قرار مي‌دهند و بالاخره صفت مبارزه‌شان را به منظور تغيير مناسبات حاكم فعلي و مقابله با تهاجمهاي آتي دنيايي نابرابر سازماندهي مي‌كنند.

دهه‌هاست كه 8 مارس با چنين سنتي تداعي شده‌است. امسال زنان فقير در شرايطي به پشواز 8 مارس ميروند كه بنا به آمارهاي منبع خبري اصلي‌‌ترين قربانيان فقر، جنگ، جهل، بيماري و سوء تغذيه، تجاوز، خشونت، بيكاري، سيل و زلزله، مهاجرتهاي اجياري، تجارت سكس، فشارهاي اجتماعي، تهاجمات فرهنگي، تظلمات سياسي و مذهبي بوده‌اند. زنان ايران نيز از اين همه نكبت و بي‌حقوقي بي‌نصيب نبوده‌اند.

 

گردآورنده: نه‌به‌ز

نوشته شده توسط در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 ساعت 13:5 | لینک ثابت |
 
business articles